دید و بازدید عید - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 13:19
  دید و بازدید عید از کتاب: دید و بازدید نویسنده: جلال آل احمد        سلام. حضرت آقای استاد تشریف دارند؟ بفرمایید فلانی است. - ... صدای استاد از داخل اتاق بلند شد و از حیاط گذشت که با صدای کشیده می گفت: «آقای ... بفرمایید تو ... کلبه ی ... در ... ویشی ... که صاحب و دربون ... نداره.» - به به ! سلام آ...
گلدان چینی - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 13:15
  گلدان چینی از کتاب: دید و بازدید نویسنده: جلال آل احمد                                       اتوبوس پر شد و راه افتاد. آخرین نفری که سوار شد یک گلدان چینی عتیقه و گران بها در دست و از روی احتیاط در حالی که سعی می کرد تعادل خود را حفظ کند به طرف عقب ماشین رفت. مردم عقب اتوبوس جا به جا شدند و این نف...
دو مرده - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 13:12
دو مرده از کتاب: دید و بازدید نویسنده: جلال آل احمد          شما هم اگر آن روز صبح از خیابان باریکی که باب همایون را به ناصرخسرو وصل می کند می گذشتید، حتماً لاشه ی او را می دیدید. کنار جوی آب، نزدیک هشتی گودی که سه در خانه در آن باز می شود، افتاده بود. یک دست و یک پایش هنوز توی جوی آب بود. و مردم دو...
لانه(بخش سوّم) - تاریخ: 1391/4/17 ساعت: 13:56
لانه نویسنده: فرانتس کافکا بخش سوم ..... این طرح جدید هم مرا جلب می‌کند و هم نومید می‌سازد . در این‌جا هیچ مانعی به نظر نمی‌رسد اقلاَ من که هیچ مانعی بر سر راهم نمی‌بینم، فقط باید به هدفم برسم. اما با همة این اوصاف در ته دل امیدی به رسیدن به آن ندارم . به قدری ایمانم در این باره سست است که از خطراتی...
لانه(بخش دوّم) - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 12:45
لانهنویسنده: فرانتس کافکا بخش دوم..... این تصور گاهی چنان مرا تحت تأثیر قرار داده است که به اندیشة کودکانة بازنگشتن به لانه و اقامت  دائمی در مدخل آن و نگهبانی آن و نگاه خیرة دائمی به آن افتادهام و در این امور لذت و خوشی دل خویش را جستهام که اگر توی لانه بودم چقدر محفوظ بودم. بله آدم از خوابهای خوش ...
لانه(بخش اوّل) - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 12:44
لانهنویسنده: فرانتس کافکا بخش نخست(به دلیل حجیم بودن داستان در سه بخش نگاشته شده است)     ساختمان لانهام را به پایان رساندهام و به نظر میرسد که کارم با موفقیت توأم بوده است. از بیرون فقط سوراخ بزرگی دیده میشود، اما این سوراخ به هیچ جا نمیرسد برای اینکه وقتی چند گامی در آن بروید به یک صخرة محکم طبیعی...
فرق عشق و ازدواج - تاریخ: 1391/4/17 ساعت: 17:03
شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.
جملات بزرگان - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 9:52
با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگ بسازی.(اریک کستنر نویسنده المانی) خدا هیچ یک از اینها که می گویند نیست .او عاشق انسان نیست بلکه معشوق اوست .ساکنی است که جهان از او در حرکت است. (ارسطو)
رییس جمهور متهم است - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 9:42
چهار قتل در عرض سه هفته اتفاق افتاد و هر چهار مقتول نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري يك u200fسال قبل بودند. البته هيچ كدام مقام يا مسؤوليت درخور توجهي نداشتند ولي آن قدر معروف بودند كه u200fموضوع بحث اكثر مردم و صفحهي اول همهي روزنامهها را به خود اختصاص دهند.u200f
خاله خانم - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 9:49
یادم نيست در آن صبح بهاري كه ما بچهها در صندلي عقب ماشين از انتظار خسته شده بوديم و از سر و كول همديگر بالا ميرفتيم، از مادر پرسيدم كه آن پيرزن چه نسبتي با ما داشت يا نه. به هر حال ـ اگر هم پرسيده باشم ـ هيچ وقت نفهميدم نسبت او دقيقاً با ما چيست. از آن صبح بهاري و از آن پيرزن فقط خاطراتي مهآلود در ذ...
اشک - تاریخ: 1391/4/10 ساعت: 14:48
قویترین مرد دنیا هم که باشی محتاجی... محتاج اشکهای عاشقانه یک زن که از چشمهای نگرانش به روی کویر زخم هات بباره....
یادی ز گذشته - تاریخ: 1391/4/10 ساعت: 14:39
  پیرمرد به زنش گفت: " بیا یادی از گذشتههای دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بزنیم " پیرزن قبول کرد. فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ازش پرسید: " چرا گریه میکنی؟ " پیرزن اشکاشو پاک ...
لطفی برای لایق - تاریخ: 1391/4/10 ساعت: 14:24
گاهی وقتی کسی از زندگیتان می رود                                             دارد به شما لطف می کند ، او فضایی خالی بجا میگذارد برای کسی که                                 لیاقت آنجا بودن را داشته باشد...
با من راه بیا - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 14:01
با من راه بیا!/نویسنده: صدیقه حسینی از پشت هم میشناسمش. با آن موهای پرپشت سیاه که هر کدام شبیه یک علامت سوال کوچک فرخورده؛ اصلا ً شاید برای همین است که علی انقدر کم حرف میزند. حتماً تمام مدتی که ساکت یک جا نشسته و یا قدم میزند و چشم از کفشهایش برنمیدارد به جواب این همه علامت سوال که از سرش بیرون زده...
کلیدی در آسمان - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 13:58
کلیدی در آسمان/نویسنده: سمیه عابد   چیزی به خفه شدنت نمانده، به حیاط میزنی تا نفس بکشی و بغضی را که راه گلویت را بسته است گریه کنی. روی نردهی ایوان خم میشوی. اشک امانت نمیدهد و فرو میچکند در باغچه، روی خاک ترک خورده. نفست پس میرود. راست میشوی تا مگر راه هوا باز شود. بیفایده است .سر را بالاتر میگیری،...
اخبار ادبی - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 13:56
اخبار ادبی نشر چشمه لغو پروانه شد رحمانیان: امیدوارم نشر چشمه بماند. حسین خانی: ضرورت دارد این مشکل با چاره اندیشی برطرف شود. سید ابوالحسن مختاباد: معاونت فرهنگي وزارت ارشاد اين حق را ندارد كه امتياز ناشری را راسا لغو كند. حسن كيائيان: سکوت آگاهانه ما به اميد حل مشکل از مجرای قانون و با هدف حفظ آرام...
عشق چیز عجیبیه - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 13:55
عشق چیز عجیبیه/نویسنده: بروس هالند راجرز/ترجمه: علیرضا اجلّی درباره نویسنده: بروس هالند راجرز نویسندهی آمریکایست که تا به حال برندهی جوایز ادبی زیادی شده است. او در تمام گونههای ادبی داستان مینویسد: علمی تخیلی، فانتزی، رازآلود و تجربی. راجرز در دانشگاه داستاننویسی خلاق تدریس میکند. بورس هالند راجرز ...
مردن با کفش پاشنه بلند - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 13:50
مردن با کفش پاشنه بلند/نویسنده: راحله فاضلی سبز نبود. آبی هم نبود. چیزی شبیه این دو. مثل نقطهای که دریا به آسمان میرسد. وقتی قایقها دور و دورتر میشوند و صدای خندهی آدمهای تویش به گوش نمیرسد. وقتی موجها میآیند و میروند و از خورشید و ماه حرف میزنند. یکی از همین موجها بود که آن را برایم آورد. آن کفش پا...
مرد سیاهپوش قاتل - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 13:44
مردِ سیاهپوشِ قاتل/نویسنده: نیلوفر انسان چند باری است که توی کوچه میبینمش. هر وقت میبینمش یک دست مشکی پوشیده و پشت عینکِ آفتابی پتوپهنی قایم شده. تابستان و زمستان هم ندارد، مدام دستمالِ پارچهای بزرگی جلوی دهانش است. سرفههایی میکند تیز و خشک که پشتِ آن دستمال خفه میشوند. اغلب وقتهایی که با بچهها روی ...

برچسب‌های مرتبط

داستان کوتاه های نویسنده وبلاگ،روزبه عقیلی | سلطان آسمان | مرگ در کویر | آخرین امید | دود کشنده | مسابقه داستان نویسی شازده کوچولو | قطع رابطه | روزبه عقیلی | زندگینامه نیما یوشیج | زندگینامه بزرگان ادبیّات ایران زمین